بیش از 1000جک باحال در این قسمت  کلیک کنید

 

 

 

اگر بخواهيم قيچي به كلمات بزنيم، لطف مطلب از بين مي‌رود، به همين خاطر از كليه بازديدكنندگان عزيز به خاطر «صراحت كلمات» عذرخواهي مي‌شود یا حق .

 

 . توصيه اول و آخر : مطالعه اين صفحه يک کمي صحنه داره و براي کودکان زير 62 سال و بانوان توصيه نميشود

 از اونجائي که همه ايراني ها با هر قوميت و قبيله اي واسه ما محترم هستند ما تا اونجائي که شــده بجای استفاده از قوميت ها از کلمه خشايار ( مستوفي ) يا بهروز خالي بند استفاده مي کنيم  اگه هم نشده خلاص خيلي شرمنده اخلاق ورزشکاريتونيم .........     خشايار  و بهروز را که يادتون هست تو زير آسمان شهر ،، البته اگه خواستين ميتونين از آقا غلام  يا مهران مديری و هر در به در ديگه هم استفاده کنين اينــــــــــــه

ضمنا اگه جک ها بيمزه است به خوشمزگي خودتون درستش کنيد

 

 

۱) روزی دختری از ملا پرسید حاج آقا اگر من دست پسری را بگیرم چه حکمی دارد؟ حاج آقا گفت : قطعاً جایت در جهنم است. این بار دختر گفت اگر دست شما را بگیرم چه حکمی دارد؟ حاج آقا لپ دختر را کشید و گفت: آی شیطون می خوای بری بهشت؟

۲) پسره تو خيابون سينه ی دختر رو می گيره. دختر ميگه تا ۱۰۰۰می شمارم. اگه ول نکنی جيغ ميزن.

۳) دعای دخترهای دم بخت: ربنا آتنا فی الدنيا زوجا جميلا و قدا طويلا و مالا کثيرا و ماشينا پرشيا و موبايلا نوکيا و والدينن موتا.

۴) ستاد اقامه نماز قزوين جهت امنيت نمازگزاران سجاده با آيينه بغل ساخته است.

۵) يک نفر تو عمليات تروريستی با کايت به ساختمان وزارت کشاورزی مي کوبه.۱۰۱ نفر در اين حادثه جان خود را از دست می دهند. يک نفر خودش و ۱۰۰ نفر هم از خنده.

۶) یک نفر رو با فيلم سوپر ( کام ) می گيرند. ازش می پرسن اينچيه؟ می گه اين پشت صحنه ی عروسيمونه.

۷) مژده مژده: المپيک حوزه ی علميه ی  قم آغاز شد.

ازعلاقه مندان دعوت می شود در رشته های:

۱- طناب زنی با عمامه ۲- پرش از

 حوض با عبا ۳- پرتاب مهر ۴- وضو سرعتی

۵- دو صد متر با نعلين ۶- نماز استقامت

۷- خوردن لوبيا و نگه داشتن وضو ۸- بالا

رفتن از منبر با چشم بسته ۹- پرش از منبر ۱۰- پرتاب

عمامه  شرکت نمايند. ضمنا به برندگان به قيد قرعه

 يک دست عبا ی ضد گلوله مع عمامه و مدال منقوش

 به تمثال مقام معظم

رهبری به رسم يادبود اهدا خواهد شد.

۸) طرف آلتش مونده بود بيرون. ازش می پرسن اون چي يه؟ می گه ماکارونيه. می گن پس يه بسته بده ما. می گه مال ما تک ماکارونیه.

۹) يه روز يه ايرانی - يه آمريکائی و يه روسی می شينن کناره هم از فناوری کشورشون حرف می زنن.امريکائیه می گه ما يه هواپيما درست کرديم ۱۰۰۰۰ پا ميره بالا. روسی ميگه ما يه جت درست کرديم ۲۰۰۰ پا ميره بالا. ايرانی هم می گه ما يه شب جمعه داريم ۳۰۰۰۰پا ميره بالا.

۱۰) امروز جمعه است. برای غافگيری اموات صلوات!

۱۱) يه روز يه نفر پشت ماشينش می نويسه امام با دوغ! جولوشو می گيرن و می گن چرا اينو نوشتی؟ زشته! می گه بروبينيم بابا. شما پشت ماشينتون نوشتين خدا با ماست!

۱۲) سازمان سنجش اعلام کرد هیج قزوینی حق ندارد پشت کنکور بماند!

۱۳) يه آقايی برای تسليت گفتن می خواست بره خونه ی کسی که به تازگی زنشو از دست داده بوده ولی اشتباهی می ره خونه ی آقايی که دوچرخه شو گم کرده بود. بهش تسليت می گه ولی طرف با کمال خونسردی می گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد می داد و تازه هرکی می رسيد، می پريد روش.

۱۴) غضنفر و دوستش می رن قطب جنوب، بعد از دو روز، يه اسکيمو می بينن، ازش می پرسن؟ شما اينجا دختر سياه دارين؟ اسکيموهه می گه بله. می پرسن؟ دختر سفيد چطور؟ طرف می گه بله، دوباره می پرسن؟ دختر سياه و سفيد چطور؟!اسکيموهه می گه نه نداريم. غضنفر برمی گرده و به دوستش می گه اصغر نگفتماونی که ترتيبشو داديم پنگوئن بود؟!

۱۵) تيمساره از سرهنگه می پرسه من ترتيب زنمو دادم،انجام وظيفه بوده يا بيگاری؟ سرهنگه می گه: نمی دونم.تيمساره می گه: خاک بر سرت. از يه سرباز و همون سوالو می کنه؟ سربازه جواب می ده  انجام وظيفه،تيمساره می گه: آفرين، از کجا فهميدی؟ سربازه می گه آخه قربون اگه بيگاری بود، مي دادين به ما!

 

 

 

 ۱۶) مريضی را که عمل کرده بودند و بيهوش بر روی تختی با يک ملافه سفيد افتاده بود، آقای دکتر به همراه چند پرستار داشتند می بردند تو بخش که بستريش کنن. دست يک پرستار خون، دست يکی اکسيژن، دست سومی گزارش عمل و دست آخری سرم بود. ناگهان از زير اين ملافه يک صدای ناهنجاری به گوش می رسه، دکتر رو به پرستارا می کنه و می گه: خانم های محترم، بيمار از شما تشکر می کنه. يکی از پرستارا می گه: والا چه خوب شد شما بوديد آقای دکتر و الا ما زبونش را نمی فهميديم ( حقیقته )!

۱۷) يه روز يه نفر ميره دکتر، به دکتر می گه:نمی دونم چرا همه چيز را دو تا می بينم.دکتر می گه هر دوی شما اين جوری هستين؟!

۱۸) از يک دکتر می پرسن خط وسط قرص برای چيه؟ می گه که اگر قرص با آب پايين نرفت با پيشگوشتی پايين کنند.

۱۹) يه مار داشته گريه می کرده. ازش می پرسن چي شده؟می گه دوسال بود که عاشق دختر همسايمون بود حالا بعد از دو سال فهميدم که اون شيلنگ بوده.

۲۰) پليس راه مناطق کوهستانی و برف‌‌گير اعلام کرد: ماشين‌هايی که زنجير ندارند سينه بزنند.

۲۱) به دريا بنگرم، دريا تو بينم. به صحرا بنگرم صحرا تو بينم. نميدونم چه كس بر عينكم ريد،كه هر جا بنگرم آنجا تو ‌‍(را) بينم.

۲۲) چمن زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشی بخوريمون.

۲۳) يه جوجه تيغی با يه كيوی داشته می رفته، ازش می‌پرسن: اين كيه؟ ميگه: داداشمه، سربازه.

۲۴) مرده به زنش می گه: ۳ تا حيوانه وحشی نام ببر که با ‘ خ ‘ شروع بشن؟ می گه: ۱-خودت ۲-خواهرت ۳-خدا بيامرز مادرت.

۲۵) از يه بسيجيه می پرسن دو خط موازی چيه؟ می گه دو خط موازی دو خطی هستند که هيچوقت به هم نمی رسند مگر به دستور مقام معظم رهبری.

۲۶) ترکه یه ۲۰۰۰ تومنی رو زمین پیدا میکنه میندازدش زمین میگه ما از این شانسا نداریم!

۲۷) به ترکه میگن شما ترکی؟ میگه نه به خدا بیا بگرد!

۲۸) پلیس جلو یکی رو می گیره میگه كارت ماشین، گواهی نامه، بیمه. طرف می گه چه كار كنم جمله بسازم!

۲۹) به یکی میگن: شما چه جوری شخصیت خودتون را نشان می دهید؟ یارو می گه: با ارائه ی بلیط.

۳۰) تركه جنده بلند كرده بوده داشته تو ماشین میبرده،نیرو انتظامی جلو شومی گیره. سربازه به زنه میگه: خواهر پیاده شو . تركه برمیگرده میگه: خواهرته؟! بدبخت جـــنـــده ‌ست!!!

 

۳۱) به یکی میگن یه پیامبر زن نام ببر یه کم فکر میکنه میگه پیامبر اکرم!

 

۳۲) به یکی میگن جمله بساز توش آب باشه میگه: لوله!

 

۳۳) یارو پشت ماشینش می‌نویسه: یا زهرا، یا هیچكس!

 

۳۴) کرده زنگ می‌زنه 110 میگه: گاز، كلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستی و دنده ماشین منو دزدیدند، پلیسه میگه: ببخشید، شما کرد هستید؟ یارو میگه: آره،چطور مگه؟ پلیسه میگه: هیچی، پاشو برو جلو بشین!

 

۳۵) به ترکه میگن اگه دنیار رو بهت بدن چه کار میکنی میگه من فعلا می خوام ادامه تحصیل بدم!

 

۳۶) به ترکه میگن یک تصویر غمناک بکش ترکه یک نون بربری سوخته می کشه !

 

۳۷) طرف میره نماز جمعه ، جو میگیرتش ، موج مکزیکی میاد!

 

۳۸) یارو میره سوپر ماركت میگه یه مایع ظرفشوییخوب بده صاحب مغازه میگه : گلی خوبه؟ یارو میگه:مرسی سلام میرسونه!

 

۳۹) کرده رئیس فدراسیون شطرنج میشه دوتا قانون میزاره:

۱- اسب دیگه نمی تونه فیلو بزنه ۲- خر هم بازیه.

 

۴۰) یارو میره توالت، دو سه تا باد صدا دارخیلی بلند ازش در میره، وقتی میاد بیرون می‌بینه دو سه تا دختر خیلی باكلاس دم در ایستادند، برای اینكه ضایع نشه میگه: عجب مردمی هستند،میگوزند، آب نمی‌ریزند كه بره!

 

۴۱) خدا وکيلی تو يه آدمی گل ماه بيست عزيز جيگر ناز با کلاس با شخصيت آخر آدميت مثل من ديده بودی ؟

 

۴۲) خیلی دوستت دارم. یه روز میام دنبالت تا با هم بریم یه جای دور که دست هیچ کس بهمون نرسه.

قربانت عزرائیل

 

۴۳) ای که پا گذاشتی رو عشق من ؛ ای که در را بستی به روی من ؛ درو باز کن دستم مونده لای در.

 

۴۴) دختر و پسر جوانی باهم توی پارک راه می رفتند.دختر به پسر گفت عزيزم اگر اين درخت کاج می توانست حرف بزند، درباره ما چه می گفت؟ پسر: می گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جان!

 

۴۵) LOVE

L : لنگت پيدا نميشه

 

O : عمرمي

 

V : وجودمي

 

E : انگار sms رو اشتباه فرستادم

 

۴۶) به يه نفر گفتن چه وقتی خيلی ضايع شدی گفت: يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در و که باز کرد ديدم کسی نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!!منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خبچه ربطی داشت! ميگه: آخه لخت رفته بودم تو!

 

۴۷) یه روز رشتیه می آيد خونه ميبينه داداشش رو زنش خوابيده. ميگه پاشو پدر سگ! ادای منو در نيار

 

۴۸) یه روز یه زنه سه نفر و میاره تو خونه . بهشون میگه اگه کسی اومد برید تو گونی . بعد شوهر زنه میرسه . اون سه تا میرن تو گونی . مرده میاد یه لکد میزنه به گونی اول. صدای گردو در میاره . به دومی میزنه صدای نون خشک میده. به سومی میزنه . صدایی نمیاد . دوباره میزنه بازم صدا نمیده. چند بار دیگه میزنه . یاره شاکی میشه میاد بیرون میگه : کره خر ، آرده ، آرد صدا نداره.

 

۴۹) یارو تهرونيه می ‌خواسته سر به سر رفيق تركش بگذاره، بهش ميگه: دويدم و دويدم، به خونتون رسيدم، ازرو ديوار پريدم، خوارتو من گاييدم! تركه هم ميگه:‌ منم اومدم خونتون، ننتو گاييدم! تهرونيه ميگه: برو بابا! اين كه وزن نداره! تركه ميگه:خوب حقيقت كه داره!

 

۵۰) فارسه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن،هر سه تا هم اساسا دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل،اول يكی از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آی حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاری باشه. اون يكی رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزی نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بسته حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمری فكر نميكردم دخترم عملی باشه. فارسه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزی نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاندوم پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترم كير داشته باشه.

 

۵۱) یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه

 

۵۲) رشتي ميره جبهه بعد كه بر ميگرده دوستاش ميگن اون جا معجزه هم ديدي ميگه هان پشت سنگر داشتم كف دست ميزدم امدم خانه ديدم زنم حامله شده.

 

۵۳) يه روز يه خانم پرستار مي خواد از يه اقا آزمايش گروه خون از انگشتش بگيره ولي خون تو سرنگ نمياد پرستار انگشت را مي مكد بعد آقا ميگه ببخشيد شما آزمايش ادرار هم ميگيري؟

 

۵۴) يه روز تركه ميره اداره هواشناسي به يكي ازكارمنداش ميگه "اقا امروزهواخيلي خوب بوددستتون درد نكنه"

 

۵۵) يه روزميبينن كه يه تركه شديدداره وضومي گيره بهش مي گن چرااينجوري وصومي گيري ميگه اخه ميخوام ببينم كدوم گوزي ميخوادوضوي مراباطل كند.

 

۵۶) یه صندلی بوده که هرکس روش میشسته و دروغ میگفته بادکنک بالای سرش میترکیده اصفهانیه میشینه میگه مافکر میکنیم آدمای ولخرجی هستیم بادکنک میترکه رشتیه میشینه میگه ما فکر میکنیم که آدمای با غیرتی هستیم بادکنک میترکه کرده میشینه میگه ما فکر میکنیم... بادکنک میترکه!

 

۵۵) يه ترکه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... فهميدم اين همونيه كه امروز تو آرايشگاه ديدمش

 

۵۶) معلم : الفبای فارسی رو بگو شاگرد: الف..ب..پ..ت..ث...چهار...پنج..شیش ..هفت... معلم : انگلیسی اش رو بگو شاگرد : ای...بی...سی...چهل...پنجاه...شصت...هفتاد... معلم : یونانیش رو بگو شاگرد : آلفا...بتا...ستا...چهارتا...پنج تا...شیشتا...هفتا.... معلم : نخواستم اصلاً ، یه شعر بگو شاگرد : نابرده رنج گنج پنج شیش هفت .......

 

۵۷) كرم ابريشم قرص ايكس مي خوره پليور مي دوزه !

 

۵۸) تركه با يك زن اسرائيلي عروسي ميكنه شب اول نميره رو تشك!

 

۵۹) یه كرده میره کلیسا به کشیش میگه من میخوام از مسلمان بودن دست بکشم بعد بشم مسیحی کشیش میگه این که کاری نداره من برق هارو خاموش میکنم هر چی گفتم تکرار کن همه رو بهش میگه و تمام میشه همین که لامپ رو روشن میکنه كرده میگه: الهم صلی علی محمد وال محمد!

 

۶۰) یه كرده میره مسابقه ی قرآن خوانی سوره ی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده!

 

 

۶۱) به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم!

 

۶۲) ترکه آشغال رفته بوده توی چشمش ، بعد وایساده بوده جلوی آیینه هی فوت میکرده ، دوستش میاد بهش میگه بابا همین کارها رو میکنید بهمون میگم ايلده فارس ها خرن دیگه ، آخه آی کیو ، اونی که توی آیینست باید فوت کنه !

 

۶۳) يه روز سه تا آباداني داشتن بره هم خالي مي‌بستن بعد اوليه ميگه من حضرت عيسي هستم و ميتونم مرده رو زنده كنم!دوميه ميگه من حضرت موسي هستم و ميتونم عصامو تبديل به يه مار كنم!هي صبر مي كنن مي‌بينن سوميه هيچي نميگه هيچ خالي نميبنده!بعد ازش مي پرسن تو چرا حرف نمي‌زني؟ميگه : تا حالا ديدي خدا حرف بزنه !

 

۶۴) يك روز یه لره میره پیشه خدا میگه : خدایا چیکار کنم که از فارسا خر تر باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه 1دفعه میبینه 1فارسه با قایق موتوری میاد!

 

۶۵) رشتيه به زنش ميگه: خانم جان، يك قرص وياگرا بده، امشب يك حال اساسي بكنيم! زنش ميگه: اووو! فقط دو تا قرص مونده، اونم مال مهموناست!

 

۶۶) به يه معتاده ميگن چرانماز نميخوني ميگه اونجايي كه ميگن اياكنع بدو.....كي حالداره بدوه .

 

۶۷) يه روز مدير مهدكودك به يكي از بچه ها ميگه:تو مامان داري؟ميگه نه ! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم؟!

 

۶۸) تركه پرتغال خوني ميخورد ايدز ميگيره .

 

۶۹) يه پيرزنه روز سه شنبه واميسه سر خيابون منتظر تاكسي صدا مي زنه نماز جمعه .... يه تاكسي واميسه مي كه مادر جون امروز سه شنبه اس واسه چي مي گي نماز جمعه.... پيرزنه مكث ميكنه بعد مي گه اي نامرد بازم ديشب كلاه سرم گذاشت !!!!

 

۷۰) يه روز يه تركه دنبال يه دختره راه مي افته ازش مي زنه جلو .

 

۷۱) يه روز يه تركه ميرسه به يه خانم ميگه اسمت چيه ميگه من شروين هستم ولي صدام ميكنن شري بعد زن ميگه اسم شما چيه ميگه من چراغعلي هستم ولي صدام ميكنن لوستر .

 

۷۲) یه روز به یه کرد میگن چرا کرد شدی ؟ می گه امکانات نبود میگن پس چرا لر نشدی؟ میگه امکانات اونقدر هم کم نبود .

 

۷۳) بسيجيه عاشق مي شه نوار خام گوش ميده.

 

۷۴) يه روز به رشتيه ميگن زنت رو طلاق بده ابروي محله رو برده. رشتيه برميگرده ميگه : اي بابا ميخوايين از اين ببعد منهم برم ته صف وايسم. خدارو شكر حداقل هر شب بدون نوبت پيشم هست.

 

۷۵) قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون

و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه:

اين تو كون آدم دروغگو!!!!!!!

 

۷۶) مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع مي‌كنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه.

همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين

مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...!

مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه:

هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده.

همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي

 

۷۷) به تركه ميگن اگه تو دريا كوسه دنبالت كنه چيكار ميکنى ميگه ميرم رو درخت !
ميگن تو دريا درخت نيست!
ميگه مجبورام میفهمی یا نه مجبورام !!!!!

 

۷۸) یه روز وقتی مرد از خونش میزنه بیرون واسه مسافرکشی زنش یه مرد میاره خونه. مرده لخت میشه برن سر کار زنه بهش میگه اگه کسی اومد بورو تو کمد. یهو شوهرش میاد تو خونه که کارت ماشین و .. که یادش رفته بود رو ببره. مرده زود میره تو کمد ولی آلتش میمونه بیرون. شوهره میره که اتاق خوابو بگرده یدفعه میبینه چیزی از کمد اومده بیرون. از زنش میپرسه این چیه. زنه بهش میگه. آبا؟وره تازه خریدم. اینم کلیدشه. بزنی چپ روشن میشه بزنی راست خاموش میشه. شوهره خوشش میاد میگه ببینم چه طوری کار میکنه. میگیره میزنه به چپ هیچی نمیشه. میزنه راست هیچی نمیشه. هی چپ راست میکنه هیچی منیشه. یارو مرده شاکی میشه از کمد میاد بیرون میگه آخه کس کش شاید برقا رفتن.

 

۷۹) پلیس یکی رو با دختر میگیره، می پرسه صیغس یا عقدیه؟ طرف میگه جندس نقدیه.

 

۸۰) سه تا زن تهرانی و لر و رشتی نشسته بودن دور هم و از آلت شوهراشون حرف میزدن. لره میگه آلت ممد آقا عین اف 14 میمونه، بلند میشه یه جا رو هدف میگیره بعد میخوابه. تهرونیه میگه آلت عباس آقا عین اف 16 میمونه، بلند میشه دوجا رو هدف میگیره بعد میخوابه. رشتیه میگه آلت نورعلی عین ایران ایر میمونه، تا بلند میشه به علت نقص فنی میخوابه.

 

۸۱) زن لره دست میکنه تو شورت مرده....
مرد: کلفته؟
زن: هااااااااا
مرد: نرمه؟
زن: هااااااااا
مرد: گرمه؟
زن: هاااااا
مرد: انمه!!

 

۸۲) به افسره زنگ میزنن میگن پاشو یه جنده خونه توپ پیدا كردیم.افسره میره اونجا.میبینه كاملا محاصره شده اونجا.طبق یه سری عملیات انتحاری میریزن تو.میبینن ۹ نفر كیراشونو در اوردن انداختن رو میز.یه موشم رو میزه.دوتا دختر لخت اونورن.یكی هم از تخماش از سقف اویزونه. . یآرو كف میكنه.یكی رو میكشه كنار میزنه تو گوشش میگه: مرتیكه همه نوعش رو دیده بودیم این دیگه چه بساطیه؟یارو میگه: جناب سروان ما اینجادو تا جنده بیشتر نداریم.واسه اینكه دعوا نشه.كیرامونو میزاریم رو میز موش رو هم میزاریم.موشه طرف كیر هر كی بره جندهه ماله اونه... یارو افسره كف میكنه میگه: خوب.تا اینجا قبول.اون مادر مرده رو چرا از سقف اینطوری اویزون كردین؟ یارو میگه: اخه این جاركش هر شب به تخماش پنیر میمالید.

 

۸۳) فارسه هر ۳تا بچش دیابت می گیرن. رو می کنه به آسمون داد میزنه: خداااااااااااااا... این کیر بود به ما دادی یا کله قند ؟!

 

۸۴) قانون چهارم نیوتون : اگه با سرعت نور کون بدی میتونی یه دنیا رو نون بدی!

 

۸۵) تو كتاب خوندم سیگار بده ....................دیگه سیگار نكشیدم
تو كتاب خوندم مشروب بده .................دیگه مشروب نخوردم
تو كتاب خوندم كه قمار بده ....................دیگه قمار نزدم
تو كتاب خوندم مواد مخدر بده ...................دیگه مواد نزدم
تو كتاب خوندم كس بده .....................دیگه كتاب نخوندم

 

۸۶) یه روز ترکه میره داروخانه میگه اقا ببخشید کاندوم دارین دکتوره که فارس بود میخواد ترکه رو دست بندازه میگه: داریم عزیزم ولی انواع مختلفه میخی گیفی عسلی و ... داریم . از کدوم یکی بدم . ترکه میگه :والاه منکه از اینجور چیزا سر در نمیارم ولی فکر کن طرف خواهر مادر خودته یه چیز خوب بده.

 

۸۷) نفرین :
الهی بشینی رو جوجه تیغی. الهی بری قزوین بند کفشت باز بشه. الهی نخود بخوری نتونی بگوزی. الهی جیشت بگیره کمربندت باز نشه. الهی بری حموم واجبی بکشی آب قطع بشه. الهی هر کانالی بزنی احمدی نژاد رو نشون بده.

 

۸۸) قدیمیا:قمار و عرق و خانم بازی
امروزیا:اکس و سکس و دختر بازی

 

۸۹) بگیرش تو دستت، بعد سرشو بیار جلوی سوراخه....آروم ببرش داخل !. آروم آروم عقب و جلوش کن که پرده‌اش پاره نشه....عجب حالی میده این:گوش پاک کن.

 

۹۰) به یارو میگن بابات چكاره س؟ باباش آخوند بوده میگه: كمربند مشكی قرآن داره

 

۹۱) به تركه میگن یه پستاندار پرنده نام ببر؟میگه:مهماندار هواپیما.

 

۹۲) تركه یه دختر رو تو كوچه خلوت گیر میاره میگه میذاری ماچت كنم؟دختره میگه نه!...ترككه میگه بیچاره من واسه خودت گفتم وگرنه من خودم زن دارم.

 

۹۳) زنه میره دكترمیگه:آقای دكتر این سینه ام اینقده درد میكنه كه می خوام بكنمش بندازمش جلوی گربه!دكتره میگه:میو میو میو.

 

۹۴) به رشتی میگن چند تا بچه داری میگه:5تا.میگن كدومو بیشتر دوست داری؟میگه:اونیكه باباش مهندسه.

 

۹۵) تو قزوین معلمه به شاگردش میگه:پسرم اینجوری قبول نمی شی نه كلاس میای نه باغ.

 

۹۶) یه یارو میره قزوین.قزوینیه تو کوچه بن بست گیرش میندازه یارو شروع میکنه به التماس کردن .قزوینیه میگه سه راه بیشتر نداری:۱-پر در راری بری به آسمون ۲-آب بشی بری تو زمین ۳-روت به دیوار امیدت به خدا

 

۹۷) دوست رشتیه به رشتیه میگه چه بچه خوشکلی داری.رشتیه میگه:حالا یه کاری کردی هی منت بذار

 

۹۸) یه روز یه تركه داشته رد می‌شده،‌ یه نمره بهش میدن قبول بشه.

 

۹۹) فارسه توی پارک یه دختره رو میبینه میره جلو میگه:ببخشین اسم شما چیه؟دختره با عشوه جواب میده: عطر گل یاس اسمم ثرایاست!اسم شما چیه؟فارسه یه فکری میکنه با ادا میگه:بوی گوز خر اسمم غضنفر!

 

۱۰۰) فارسه سوار اتوبوس میشه از یه دختره خوشش میاد شماره اتوبوس رو بر میداره!

 

۱۰۱) فارسه از طبقه صدم یه ساختمون می افته پایین به طبقه پنجاهم که میرسه میگه خوب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت.

 

۱۰۲) فارسه از رو پشت بوم میفته نو خیابون. جماعت دورش حلقه میزنن میگن چی شده؟ یارو برمیگرده میگه منم تازه رسیدم نمیدونم چی شده.

 

۱۰۳) رشتیه زنشو میفرسته تهران زنه که بر میگرده حامله بوده بعد از زایمان اسم بچه رو میزارن هدیه تهرانی!

 

۱۰۴) قزوینی ها آخر نماز با هم دست میدن میگن:حال دادی حال.

 

۱۰۵) آخونده رو پیغام گیرموبایلش میگه:لطفا پس از شنیدن سوره بقره پیغام خود را بگذارید!!!

 

۱۰۶) فارسه لباس شیک میپوشه میره تو خیابون یه دختره بهش میگه:بخورمت.فارسه میگه:این گوه خوری ها به تو نیومده.

 

۱۰۷) یه زنه حامله نمی تونست بشاشه میبرنش سونو گرافی میفهمن بچش پترس فداکاره!

 

۱۰۸) به فارسه میگن با ماتیز جمله بساز میگه:ماتیز یور نیم!!!

 

۱۰۹) فارسه بلال میخوره یه هفته اذان میگه!

 

۱۱۰) ملت به آمریکا پشت می کنن..قزوینی ها میرن اقامت دایم آمریکا می گیرن...

 

۱۱۱) رشتیه به زنش میگه رئیسمون عوض شده از رئیس قبلی رو دست نخوری.

 

۱۱۲) فارسه میگوزه یه متر میپره جلو میگن چرا اینجوری شد؟ میگه آخه تو دنده بود.

 

۱۱۳) فارسه عینک دودی میزنه میره از خونه بیرون بعد پسرشو میبینه میزنه تو گوشش . پسره میگه بابا چرا میزنی ؟ میگه تو این وقت شب بیرون چی کار میکنی ؟ پسره میگه بابا شب نیست عینکتو بردار . فارسه عینکشو بر میداره دوباره میزنه زیر گوش پسره . پسرش میپرسه بابا واسه چی میزنی ؟ میگه تو از دیشب تا حالا اینجا چه کار میکردی!؟

 

۱۱۴) فارسه رو میبرن جهنم تا عذابش بدن میبینه احمدی نژاد داره با مدونا میرقصه . میگه منم از این عذابای احمدی نژاد میخوام بهش میگن بابا این از عذابای مدوناست.

 

۱۱۵) فارسه از یه نفر میپرسه ساعت چنده طرف میگه 2 . فارسه میگه ای بابا از صبح هر کسی یه چیزی میگه.

 

۱۱۶) به رشتیه میگن توو خونه ت مرد سالاریه یا زن سالاری؟میگه: هیچکدوم .... مردم سالاریه.

 

۱۱۷) اگه کسی دستهات رو گرفت – قلبت لرزید ‚ عجله نکن !!!شاید بابا برقی باشه!

 

۱۱۸) وقتیکه تو را دیدم

دستام شروع کرد به لرزیدن !

قلبم شروع کرد به تپیدن !

پاهام سست شد !

فقط تونستم بگم :

واااااایسوسک

 

۱۱۹) سوال بینش كنكور امسال: چه کسیمیتواند دایی را تعویض کند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هیچکدام

 

۱۲۰) میدونی چرا تشک رو قبل از دوختن با چوب میزنن ؟ چون بعدا هر چی دید صداش در نیاد

 

۱۲۱) چقدر حیفه که تو این مملکت موندی... هیچکس قدرتو رو نمیدونه... اگه بری هند، همه‌ی مردمش تو رو میپرستن!

 

۱۲۲) حسنی داشته از صحرا برمی‌گشته خونه، میبینه یه دختری مثل پنجه آفتاب داره تو رودخونه خودشو می‌‌شوره. پسره وامیسته یه تریپ نگاه می‌كنه بعد یهو پا میگذاره به فرار، حالا ندو كی بدو. خلاصه میدوه تا می‌رسه به دهشون، رفیقش ازش می‌پرسه: حسنی چته؟ چرا فرار میكنی؟ حسنی ماجرای دختره رو تعریف می‌كنه و میگه: ننم گفته بود اگه به زن نامحرم نگاه كنم خدا منو سنگ می‌كنه،‌ منم احساس كردم از یه جایم دارم سنگ می‌شم.

 

۱۲۳) طرف داشته تو خیابون میرفته یهو میبینه یه سوتین رو زمین افتاده. میگه آی کوس کش پستون میخوری پوستشو میندازی زمین؟!

 

۱۲۴) در واكنش به نامه احمدی نژاد بوش نام خود را از جورج به جواد و خانوم رایس به كنیز حضرت عباس تغییر داد مراسم روح بخش دعای كمیل امشب در صحن فرانكلین كاخ سفید برگزار میگردد . مداح‌‌‌ : جنیفر لوپز .

ستاد دعای کمیل

 

۱۲۵) كرده سوار هواپیما بوده میهماندار میگه كمربندها رو ببندید . كرده میگه : مال من كش داره بازم ببندم.

 

۱۲۶) تركه تو مسابقه دو دوپینگ میكنه،‌ ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟‌میگه: آخه نمیخواستم بهم مشكوك شن.

 

۱۲۷) هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی میگذشت به او نزدیک شد.

روباه گفت: تو که به این خوبی اذان میگویی، بیا پایین با هم به جماعت نماز بخوانیم.

خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پاین درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود اشاره کرد.

شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.

خروس گفت مگر نمیخواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا میروی؟

روباه پاسخ داد: میروم تجدید وضو میکنم و برمیگردم.

 

۱۲۸) به فارسه میگن: چیشد معتاد شدی؟ فارسه میگه: با بچه مدرسه ایها قرار گذاشتیم فقط روزهایتعطیل سیگار بکشیم که یهو کارمان خورد به تابستان

 

۱۲۹) به میرزاپور میگن چرا شما همش موقع سرود ملی می خندی میگه آخه دائی پیشمه میگه شل ژد از افق...

 

۱۳۰) روز قیامت خدا به مردا میگه: اوناییكه زن ذلیل بودن سمت چپ بقیه سمت راست. همه میرن سمت چپ فقط یكینمیره. خدا بهش میگه چرا تو نرفتیاونور؟ میگه: خانومم گفته اینجا وایستا!

 

۱۳۱) یه تركه میگن با بند، دندان و عشق شعر بگو. میگه: چو بند كرست با دندان باز شد، یا علی گفتیم و عشق آغاز شد!

 

۱۳۲) سوال منتخب كنكور: ...... بیتو سردمه. الف) بخاری ب) پتو ج) آرش د)شوفا

 

۱۳۳) سوال منتخب كنكور یكی از شهرها: سرعت نور چقدر است؟ الف) بد نیست ب) خوب است ج) شما چطورید؟ د) چه خبرا؟

 

۱۳۴) رشتیه به مامانش میگه برام یه زنه ایدزی بگیر میخوام حال رفیقامو بگیرم

 

۱۳۵) رشتیه به دوستش میگه از احمد آقا خجالت می كشم ، دیگه روم نمیشه تو چشماش نگاه كنم ! دوستش میگه : چرا ؟ میگه : آخه احمد آقا داشت زنم رو از كون میكرد ، زنم گوزید.

 

۱۳۶) یه مرده جلو فیله لخت میشه ، فیله میگه:ایول دماغت رو کجا عمل کردی؟

 

۱۳۷) یه روز یه تركه میره توی جمع فارس ها می گه آقا من یه جوك بگم؟ می گن بگو می گه یه روز یه فارسه .... هیچ كس گوش نمی كنه و می گن اااااه بعد می بینه كه فایده نداره می گه باشه یه جوك دیگه می گه: یه روز یه تركه می افته توی چاه مستراب... همه

می زنند زیر خنده تركه می گه صبر كنید ادامش مونده درش میارند می بینند فارسه!

 

۱۳۸) يه روز يه ادمي كه خيلي با ادب بود به يه لره ميرسه ميگه اقا خيلي ببخشيد خيلي عذر مي خوام روم به ديوار اسم شما چيه؟ لره ميگه اين جور كه تو ميگي حتما انم ديه!

 

 

 

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

---------------------------------------------------------------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

---------------------------------------------------------------

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

---------------------------------------------------------------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

---------------------------------------------------------------

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

---------------------------------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

---------------------------------------------------------------

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

---------------------------------------------------------------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

-----------------------------------------------------------------

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

-----------------------------------------------------------------

از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه

-------------------------------------------------------------------

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

-------------------------------------------------------------------

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت

 

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

-------------------------------------------------------------------

يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

------------------------------------------------------------------------------------

با عرض معذرت اين دو ، سه تا جک پائينی يک کم ضايع بازی داره ها ، شما نخونيد .....  خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

-------------------------------------------------------------------

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم

--------------------------------------------------------------------

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

---------------------------------------------------------------------

اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟ 

----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت

----------------------------------------------------------------------

به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

 ----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

----------------------------------------------------------------------

!!!! يه دفعه پليس  ( بامشاد )  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم

----------------------------------------------------------------------

  به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

----------------------------------------------------------------------

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

----------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 

-----------------------------------------------------------

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

-----------------------------------------------------------------------

يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

-----------------------------------------------------------------------

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 
 

-----------------------------------------------------------------------

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

-----------------------------------------------------------------------

يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده

 افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي 

پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده 

-----------------------------------------------------------------------
بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي

-----------------------------------------------------------

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 

-----------------------------------------------------------------------

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

-----------------------------------------------------------------------

آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

----------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست
 

==========================================

مطالب جديد زير که بصورت خبيثانه اي بر ضد آقايان خوشگل ، خوش تيپ و با وفا نوشته شده توسط يکي از دوستان خيلي عزيز برای ما ارسال شده است ... شما زياد جدی نگيريد

 

- چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
- آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند!

------------------------------------------------------------------------

- ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
- ... ببخشيد چي گفتي؟

-------------------------------------------------------------------------

تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره...

------------------------------------------------------------------------

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

-------------------------------------------------------------------------

- مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!

------------------------------------------------------------------------

- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

------------------------------------------------------------------------

آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...

------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

------------------------------------------------------------------------

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

------------------------------------------------------------------------

هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!

------------------------------------------------------------------------

وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!

------------------------------------------------------------------------

- چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

------------------------------------------------------------------------

- به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!

------------------------------------------------------------------------

مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!

------------------------------------------------------------------------

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

------------------------------------------------------------------------

- فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- كار نيكو كردن از پر كردن است!

------------------------------------------------------------------------

- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.

- به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.

------------------------------------------------------------------------

- چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

------------------------------------------------------------------------

يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!

------------------------------------------------------------------------

- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
- خوب پس زياد زجر نكشيده!

البته در جواب اين همه خبيث بازی نويسنده مطالب بالا بايد گفت که سر يا جاي عقل است يا جاي  مــو ،،، واسه همينه آقايان کمتر مو دارند و بعضی ها هم اصلا مو ندارند .... به نظر شما چرا  اکثر سياستمدارها و پروفسور ها و پولدارها بي مو هستند ؟؟؟!  جواب  :  واسه اينکه عقلشون بيشتر از باقيه کار ميکنه ،،، راستي چرا مُد شده دختر ها موهاشون را خيلي بلند ميگذارند

********************************************

که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 

يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه

يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

( برنامه کودک کار و انديشه را که يادتون هست ) ،، قزوينيه ميره صدا و سيما ميگه ببخشيد آقا اون بچه که هي ميگفت  ( من کـــارم   من کــارم )  کدومـــــه !!!

يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاص هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن کـــــــــــــه ميبينه يکي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفی ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته 

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

 

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون  ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

1- خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

يه حاجي  اصفهانيه ميره خونه يه بابائي مهموني و شب هم مي مونه ، خلاصه نصفه شب بوده که صاحب خونه هوس خانومش را ميکنه ، حالا از يارو اصرار از حاج خانوم انکار که بابا يارو اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه آبرومون ميره ، يارو آخرش شاکي ميشه ميگه خوب برو به بهونه آب خوردن از يخچال ، نور يخچال مي افته ببين  طرف خوابه يا نه ، حاج خانوم هم ميره ميبينه بــله اصفهاني خوابه خوابه ، خلاصه ميان و مشغول ميشن ..... صبح حاجيه بلند ميشه به صاحب خونه ميگه ( با لهجه اصفهوني ) حج آقا ديشب خيلي تشنم بود  ،، صابخونه ميگه حاجي آب که بالا سرتون تو یخچال بود   بر ميداشتين ميخوردين ،، اصفانيه ميگه نـــــــــــــه حج آقا  ، ديشب يکي اومد اينجا يه ليوان آب خورد تا صبح  مي ک ....... نش

2 - مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 

3- طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

5-  از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام

6- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

9- بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

11- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

12 - آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره

13- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

14- به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم

15- از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!  

17 - خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !

18- از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ ناتاشا انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

20- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

26- يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

28- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

 

 

30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

31- تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

40- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

45- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

46- از من نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49-  يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

 

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

53- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

54- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

55- يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

56- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- یه گيجي مثل من  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

58- يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

60- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

61- معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

62- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64-  يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

65- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66-  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

 

 

یه اصفهانیه زنش و تو عربستان گم مسکنه بعد از دوهفته زنش زنگ می زنه می گه حاج آقا دو کلوم حرف حساب دارم

 !!! نو پولت پولس نه دولت دولس 

به رشتیه می گن پسر حسن آقا ترتیب زنتو داده !! می گه : اوووو... ماشاالله چه بزرگ شده
 

یه روز یه زنه می ره کیف بخره فروشنده بهش می گه چهل هزار تومان . زنه می گه چرا اینقد گرون ؟ فروشنده می گه : آخه از پوست ک?یر درست شده , دست بمالی چمدون می شه !!!

یه قزوینیه به ک?ون یه بچه خوشگل دست می ندازه (ان?گل می کنه) طرف می گوزه !! قزوینیه می گه : یه همچین مالی باید هم دزدگیر داشته باشه.

ترکه ل?خت می ره جبهه بهش می گن چرا ل?خت اومدی ؟ می گه می خوام به خاک دشمن تج?اوز کنم

از ترکه می پرسن زنتو کردی ؟ می گه : از بچگی عادت کردم وقتی پ?ستون می خورم خوابم می بره

یه روز یه توریستی به ترکه می گه can you help me to find this address ? ترکه می گه : من که نفهمیدم چی گفتی ولی محض احتیاط ک?س ننت

یارو ترکه پاش ترک خورده بوده بهش می گن اگه جوراب پات کنی ترکش برطرف می شه !! تر که می گه : ایلده من بیست ساله که شورت می کنم پام اما قاش ک?ونم برطرف نمیشه

به ترکه می گن آدم تو سربازی یا ک?ونی می شه یا سیگاری !!!! ترکه می گه : خدا رو شکر که من سیگاری نشدم

زن به شوهر : 3 تا حیوون وحشی که با خ شروع می شه نام ببر !!! شوهر : 1- خودت 2- خواهرت 3- خدا بیامرز مادرت

جشنواره فیلمهای س?ک?سی :
1- من ترانه 15 بار دادم
2- دختری با شورت ابریشمی
3- دیشب لا پاتو دیدم آیدا

به یه قزوینی می گن نظرت در مورد شورت های لای قاشی چی هستش ؟ می گه بابا اینا که شورت نیست !!! می گن پس چیه ؟ می گه : نخ در بهشت

ترکه تهرونیه رو می بینه ازش می پرسه بچه کجایی تهرونیه می گه بچه امام حسینم ترکه می گه ماشاله چقدر بزرگ شدی علی اصغر

مامان بچه به ناظم شکایت می کنه بچه درس نمی خونه . ناظم : بچه اگه درس نخونی مادرتو می گ?ام مادر : این بچه حرف گوش نمی کنه شما کار خودتونو بکنبن

از قزوینیه می پرسن محکم ترین سدی که دیدی چی بوده؟ میگه شلوار لی !!!

به یه ترکه میگن جسم شفاف رو تعریف کن میگه جسمی که بشه از این طرف اون طرفشو ببینی. میگن باریک الله یه مثال بزن؟ میگه نردبون!!!

به ترکه میگن برو جلو ماشین ببین راهنما کار می کنه میره میگه آره نه آره نه آره نه.....

شوهر : بچه به مامان بگو امشب میریم شمال!
زن که پ?ریود بوده : به بابات بگو جاده بارونیه!
شوهر : به مامان بگو از راه قزوین می ریم!!!

نفرین ۲۰۰۶ :
امیدوارم جوجه تیغی تو ک?ونت قرص اکس بخوره!!!

می دونی به فرماندار قزوین چی میگن؟
ارباب حلقه ها !!!

قزوینیه داشته دنبال توپ میدویده میگن چرا داری دنبال توپ میدوی میگه اداره راهنمایی و رانندگی گفته به دنبال هر توپی یه کودکی خواهد آمد...

لره تیپ میزنه میره تو خیابون دختره بهش میگه بخورمت لره میگه این گه خوریا به تو نیومده!

سه تا موش داشتن کل مینداختن. اولی میگه تله موش دیدی؟ ما با فنرش روزی ۱۰ تا اسکات میریم. دومی میگه: مرگ موش دیدی؟ مزه عرقمونه! سومی موبایلش زنگ میزنه میگه الآن میام. ازش میپرسن چی شد؟ میگه : بروبچ گربه آوردن بکنیم!!!

میدونی چرا خدا واسه ک?ون دخترا پرده نذاشته؟ چون :
خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری

برق میره ترکه با یه قابلمه میره در خونه لره میگه برق دارید؟ لره میگه : همین کارها رو می کنید می گن خرید دیگه! خوب یه ظرف میاوردی که برق نگیرتت!!!

به قزوینیه میگن ک?ون چند بخشه؟ میگه ک?ون نه بخشه نه استان. ک?ون برای خودش یه دنیاییه!!!

ترکه دست میکنه تو نافش reset میشه! میگه خوب که دست تو ک?ونم نکردم وگرنه shut down میشدم!

یه توصیه پزشکی :
اگه لای پات دو تا تخم دیدی بدون که مردی ولی اگه ۴ تخم دیدی فکر نکن خیلی مردی بدون که دارن ک?ونت میذارن!!!

به ترکه میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم!

عشق مثل ک?ون میمونه : سفید جذاب پر سر و صدا ... آخر سر میرینه به همه چی!

جشنواره فیلم تخیلی رشت :
۱) زن باوفا
۲) شب های بی اصغر آقا
۳) خوش غیرت
۴) حلال زاده
۵) که سیمرغ بلورین هم برده : پسری که یک پدر داشت!!!

تو قزوین پشت بچه های کوچیک می نویسن با نگاهی به آینده درست مصرف کنید...

ازرائیل میره جون یه قزوینیه رو بگیره. بهش میگه شناسنامتو بده می خوام باطلش کنم. میگه زیر قالیه تخم داری خم شو ورش دار...

به یه ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

یه خروس مرغشو میبره در مرغ فروشی میگه نگاه کن توی خونه هم باید اینجوری باشیا!!!

به ترکه میگن چرا پرانتزی راه میری؟ میگه مطلب مهمی وسطشه...

نون و پنیر و قلیون شیرفرهاد بزن تو لیلون
نون و پنیر و سرباز کیانوش بزن تو سحرناز
نون و پنیر و هندونه سالار بزن تو شاهدونه
خوب بید؟؟ ۵۰ تومن وشد...

به ترکه میگن دوست داری اسم زنت چی باشه؟ میگه امرسان... میگن چرا؟ زیبا جادار مطمئن

چوپان دروغگو میمیره شب اول قبر بهش میگن اسمت چیه؟ میگه دهقان فداکار!!!

فرق دزد با زن : دزد وقتی مالتو میخوره جیگرت میسوزه . اما زن وقتی مالتو میخوره جیگرت حال میاد!

مراسم عروسی در برره (عروس کنون ) :
۱) رو تخت کشون
۲) شرت در کنون
۳)لاپا بینون
۴)ک?س لیسون
۵)ک?یر تف زنون
۶) سر اندرون
۷) آب بپاشون

با دوست صمیمیت مثل دو لپه ک?ون باش که فقط وقت ریدن از هم جدا میشن!!!

ترکه به زنش میگه عزیزم ۵شنبه به ۵شنبه خیلی دیره بکنمت. از حالا به بعد ۲شنبه به ۲شنبه!!!

بچه : مامان چرا رو بابا بالا و پایین میری؟
مامان : شکمش باد کرده دارم خالی می کنم.
بچه : ول کن فردا که نیستی دختر همسایه باز با دهنش بادش می کنه!!!

ترکه میگوزه میگه امان از دست این سوسیس کالباس های صداداررررررر!!!

یک آلمانی به یه قزوینی میگه : قزوین کجاست؟ جواب میده اگه ک?ونت میخاره همین جا...

یه روز رشتیه می خواد حال بچه محلشونو بگیره میره یه زن ایدزی می گیره...

ترکه جلوی دوست دخترش میگوزه میگه وای بازم مسیج اومد!!!

زنه میره کفش بخره میگه ببخشید یه کفش می خواستم که پشتش باز باشه جلوش منگوله باشه . فروشنده میگه بیا پاتو بکن تو ک?ون من!!!

کره الاغ از باباش میپرسه بابایی الاغ ها هم میتونن زن بگیرن؟ باباش میگه آره اتفاقا فقط الاغا زن می گیرن!!!

احکام گوزیدن:

سوال : آیا گوزیدن با صدای بلند اشکال دارد؟

جواب: اگر گوزنده قصد اعلام مطلبی به شنونده را داشته باشد شرعا اشکال ندارد ولی مستحب است که با صدای آهسته و در خفا بگوزد تا محلی برای ریا نباشد

سوال: آیا شنیدن صدای گوز دیگران اشکال دارد؟

جواب: شنیدن صدای گوز مرد برای مرد و شنیدن صدای گوز زن برای زن اگر به قصد غنا نباشد جایز است اما احوط آن است که بطور غیر مستقیم شنیده شود شنیدن صدای گوز زن توسط شوهر و یا تمام انواع محارمش اشکال ندارد اما بهتر است که هنگام گوزش دست خود را طوری میان باسن بگذارد که صدای آن کلفت و شبیه صدای گوز مردانه بنظر برسد تا جلب توجه نکند

سوال: آیا گوزیدن در میان رهنمودهای مقام عظمی رهبری اشکال ندارد؟

جواب: در صورتی که برای تصدیق فرمایشات معظم اله باشد ثواب اخروی نیز دارد

سوال: ارتباط گوز با شقیقه چیست؟

جواب: ارتباط از نوع ثبوتی است پس کسانی که کمتر میگوزند کمتر به عارضه سردرد دچار میشوند و این مسئله به شدت صدای آن نیز بستگی دارد که نباید بیشتر از 120 دسی بل باشد

سوال: حکم افرادی که در توالتهای عمومی با صدای بلند میگوزند چیست؟

جواب: اگر بقصد ارعاب دیگران باشد باید دیه بدهد که در این مورد باید به احکام دیه مراجعه شود اما اگر بی اختیار باشد باید شدت آنرا سنجید که اگر بیش از 120 دسیبل بود مستوجب قصاص نفس است وگرنه باید دو شب در کنار رئیس جمهور محبوب بخوابد

سوال: اخیرا عده ای همراه با گوزیدن ، می چسند . چه حکمی متوجه این افراد است؟

جواب: جایز نیست موجب آلودگی هوا میشود

سوال: اگر گوزنده هنگام گوزیدن متوجه شود که اسهال بوده است چه باید بکند؟

جواب: شورت خود را تعویض کند

سوال: گوزیدن عروس در مراسم خواستگاری چه حکمی دارد؟

جواب: اگر به قصد خودنمائی باشد حرام است اما اگر میخواهد با این عمل خواسته ای را به گوش مادر خویش برساند اشکال ندارد اما احوط آن است که آهسته بگوزد

سوال: بنده در زمان تماشای سخنان رهبر عظیم الشان دائما می گوزم آیا شرعا مرتکب خلافی شده ام

جواب:همانگونه که قبلا گفته شد اگر بقصد تایید فرمایشات معظم اله باشد ثواب بسیار دارد بنده تاکنون بیش از شصت میلیون بار به این سوال پاسخ داده ام . نخوردن نخود باعث ترک این عارضه میشود

سوال: پدر بنده کارمند بانک بوده اندکه متاسفانه براثر شنیدن گوز دار فانی را وداع گفته اند (هنگامی که یک خانم جوان جهت انجام امور بانکی به ایشان مراجعه میکند دفترچه حساب آن خانم به زمین می افتد و وقتی برای برداشتن دفترچه دولا میشود میگوزد و چون پدر اینجانب در آن لحظه در حال نوشیدن چای بوده اند بر اثر شنیدن صدای گوز می خندند و قند در گلویشان گیر کرده بر اثر خفگی می میرند) میخواستم ببینم آیا دیه ای متوجه بازماندگان آن مرحوم هست یا خیر؟

جواب: خواهر محترم، این سوال به روئیت حضرت آیه الله ملا هادی توسی سبزواری رسید فرمودند خندیدن به صدای گوز دیگران از بدترین اعمال است و ضمنا پدر حضرتعالی بر اثر اصابت گوز دارفانی را وداع نکرده اند بلکه علت وفات خفگی است که جزو پیامدهای خنده ی ناشی از شنیدن صدای گوز است . پس هیچ دیه ای متوجه شما نمی شود و بلکه اگر گوزنده محترمه شاکی می شدند اولیای دم میبایست رضایت ایشان را جلب می کردند

سوال: عده ای گوز خود را حبس و جهت بی اثر کردن شدت صوت آن ، آنرا به چس تبدیل میکنند. این عده چه حکمی دارند؟

جواب: جایز نیست موجب آلودگی محیط می شود

سوال: آیا گوزیدن در استخر جایز است؟

جواب: اگر قلپ های آن روی آب بیاید حرام است . مستحب آن است که در کنار دیواره های استخر بگوزد.

احکام چت در اسلام:

اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود .

اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد .
كليك كردن هر دو نفر مستحب است .

بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمداْ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد .

اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد .
زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند .

دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرمي&